پایگاه فرهنگی آخرین وارث
الإمام علیٌّ علیه السلام الإیثارُ أعلى مراتِبِ الكَرَمِ، و أفضلُ الشِّیَمِ ایثار، بالاترین مرتبه بخشندگى و برترین خوى است میزان الحكمه، جلد 1، ص 22

... .. .. .. .. ...
  بهشت زیر پای مادران است، حتّی در برنامه زنده تلویزیون!
آروزی یک بچّه: کاش پدر و مادرم حیوون بودن!
ازدواج دکتر چمرانم برای خودش داستانیه!
عامل قرآن سوزی در بحرین گزارش شد
حقّ دارید مساجد رو تخریب کنید...!
آقازاده های فاسد را سنگسار کنید و گرنه ...!
گفتگویی دوستانه بین من و ح طباطبایی، جوون عزیز ایرانی مقیم مالزی
مشاعره ای به یاد جوانی
لینک باکس بازار
تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان
شكایت یك چوپان از رئیس جمهور!
كد لینك باكس پایگاه فرهنگی آخرین وارث
افتتاح كلاغ نیوز
چوپان دروغگو، اهل كدوم كشوره؟
مسجد شاه چراغونه، بچه گدا فراوونه
صفحات : ....................
    

نقش انقلاب اسلامی در ترویج تفكر مهدویت

اشاره:
امید به انتظار منجی، موضوعی مشترك در میان تمامی انسانها است. از همین رو بر آن شدیم تا با انتشار آثار برتر جشنواره بین¬المللی آخرین منجی كه سومین دوره آن در حال برگزاری است، گامی كوچك در جهت ترویج فرهنگ و ادب انتظار برداریم.
آنچه در پی می¬آید مقاله " ماموریت اصلی انقلاب اسلامی ایران " اثر " مهندس علی عادل مرام " از مقالات راه یافته به مرحله پایانی داوری دومین جشنواره بین المللی آخرین منجی است.

مقدمه :
شرایط كنونی جهان از نظر نا امنی عمومی ، ویرانی اكثر فرهنگها ، ظهور اندیشه های ویرانگر فلسفی - فكری ، ناتوانی بشر در حل جمعی مشكلات جهانی ، شرایط وروابط بین المللی نابرابر و غیر عادلانه، بحرانهای زیست محیطی ، غذائی و اقتصادی و تشنه و خسته بودن مردم جهان از یك طرف و ظرفیت های بالفعل و بالقوه و غنای فكری -فلسفی و فرهنگی و معارف ناب و بی مانند در شیعه از دیگر طرف و خصوصیات بارز و ویژه ایرانیان و ظرفیت های عظیم ملی و جمع بین ایرانیت و مكتب اهل بیت از دیگر سو ، به ما ایرانیان محب اهل بیت (سلام الله علیهم) این نوید را می دهد كه می شود و می توان و باید با استفاده از فرصتی كه انقلاب در اختیار ما نهاده است ایران را به میدانی برای یك كار نو و كارستان در سطح جهان تبدیل كرد؛ و چه كار نوئی بهتر از معرفی مهدی و مهدویت به مردم جهان می تواند وجود داشته باشد ؟ این كار نو و كارستان كه به اعتقاد این بنده ناچیز خدا می تواند بزرگترین نوآوری این انقلاب باشد نیاز به تئوری پردازی و هدف گذاری كلاسیك دارد ؛ بر این اساس احساس می شود كه باید در قالب كلاسیك ، سیستماتیك و فرآیندی ، یك بار دیگر ماموریت انقلاب اسلامی را بازبینی كرد. این مقاله ، رشته ای است باریك و اندك و كوچك در حد و اندازه كوچكی نویسنده كه به مدد الهی تلاش دارد الفبائی برای یك كار كارستان ارائه كند.انشاء الله. 


چكیده :
در مدیریت كلاسیك هدف گذاری اولین قدم است ؛ در هدف گذاری یك راه، این است كه چهار محور "ماموریت " ، "چشم انداز " ، "ارزش ها " و "استراتژی ها " تعریف و مصوب و اجرائی شوند . بعد از گذشت سی سال از انقلاب به نظر می آید كه نیاز به باز تعریف انقلاب در قالب چهار محور مذكور و به صورت كلاسیك وجود دارد. از طرفی با توجه به وضعیت و شرایط انقلاب اسلامی و با توجه به روایات و احادیث كاملا معتبر ، تنها ماموریتی كه می توان برای انقلاب ، تعریف كرد فراهم آوری مقدمات ظهور است . این ماموریت در كلام و بیان بنیان گذار و رهبری كنونی انقلاب بارها و بارها اشاره شده است ولی هیچ گاه توسط بدنه اجرائی برنامه ریز ، به صورت محوری و كلاسیك ، مورد توجه قرار نگرفته است .
از نظر كلاسیك و بر اساس چها محور مذكور می توان انقلاب و حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه را این گونه هدف گذاری كرد:
ماموریت : فرآهم كردن مقدمات و شرایط ظهور.
چشم انداز : پیشرو بودن در دعوت همه مردم جهان به منجی.
ارزشها : منجی محوری ، ارزش گذاری برای رفاه معنوی و انتظار و ...
استراتژی ها : باز تعریف فرهنگ ، كار فرهنگی و توسعه فرهنگی و به كارگیری منابع در جهت آن و...

شرح :
دانشمندان علم مدیرت ، تعاریف گوناگونی از مدیریت ارائه كرده اند اما در تعریفی كه مورد نظر این قلم است ، مدیریت عبارت است از "توان هدف گذاری و بهره برداری از منابع در جهت تحقق هدف " ؛ در این تعریف ، منظور از "توان " عبارت است از جمع بین دانش كلاسیك مدیریت و مهارت های ذاتی و تجربی مدیر. این تعریف از مدیریت ، مدیریت هر مجموعه ای از كوچك تا بزرگ را پوشش می دهد ؛ زندگی شخصی و فردی ، زندگی خانوادگی ، مدیریت یك بنگاه اقتصادی ، مدیریت یك شهر ، مدیریت یك كشور و مدیریت كل جهان را می توان در قالب این تعریف از مدیریت ، مدیریت كرد.
در دانش كلاسیك مدیریت ، هدف گذاری ،‌اولین و مهمترین بخش از مدیریت است ؛ امروزه روشهای گوناگونی برای هدف گذاری عملكردهای مدیریتی وجود دارد. یكی از روشها ، تعریف و تمركز بر روی چهار محور اصلی به نام های "ماموریت " ، "چشم انداز " ، "ارزشها " و "استراتژی ها " است.
در "ماموریت " ، سخن از چرائی تشكیل و ایجاد است .
در "چشم انداز " ، سخن از این است كه تشكیل و ایجاد ، چه افقی را در پیش رو دارد یا اشغال می كند و مرزهای آن در آینده تا كجاست.
در "ارزش ها " ، سخن از اصول اعتقادی و پارامترهای ارزش گذاری عملكرد ها در میان است.
در "استراتژی " ، روش های عملیاتی و كاربردی بر محور ارزش ها و در محدوده چشم انداز ، برای تحقق ماموریت ، بحث می شوند.
در هدف گذاری اصولی و صحیح یك سازمان ، بنگاه ، كشور و ... ،‌چهار محور مذكور باید تحلیل ، ارزیابی ، مكتوب ، مستند ، مصوّب ، اجرائی و نظارت شوند تا عملكرد ها موفق و ثمر بخش شوند.
اكنون با توجه به نكات فوق در باب مدیریت كلاسیك ، و با توجه به گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی ، باید از خودمان بپرسیم كه در كدام یك از ارگان ها ،‌ سازمان ها و بخش های رسمی و دولتی ، چهار محور فوق ، تئوریزه و كلاسه شده است ؟! در كدام یك از اسناد رسمی و دولتی ، می توان ماموریت ، چشم انداز ، ارزش ها و استراتژی های این انقلاب و حكومت ولائی را به طور كاملا روشن و شفاف و كلاسیك و قابل نظارت و پیگیری ، مشاهده كرد؟! شاید در جواب ، دست اشاره خود را به سمت سند چشم انداز بیست ساله (ایران 1404) كه حاصل زحمات مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام است ببرید ! اما این قلم ، دنبال سندی بالاتر از این سند است ؛ ضمن این كه این سند ،‌ اگر چهار محور فوق را هم داشته باشد ولی اشكالات ساختاری در دسته بندی مو ضوعات خود دارد .
در این زمان ، اگر یك شخص سوم ، به عنوان ناظر بیرونی انقلاب ، از ما بپرسد كه ماموریت اصلی و محوری انقلاب و حكومت شما چیست ؟ و شما چه ماموریتی را برای آن نهادینه كرده اید؟ ما در جواب او چه چیزی می توانیم بگوئیم ؟! شاید در جواب او بگوئیم كه ماموریت انقلاب و حكومت ما ، تشكیل ، استقرار و نهادینه كردن حكومت اسلامی در زمان غیبت و بر پایه ولایت فقیه است (به این موضوع ، به شكل غیر مستقیم در قانون اساسی اشاره شده است) ؛ با این جواب ، این سئوال جدید مطرح می شود كه "آیا صرف تشكیل حكومت ولائی با ولایت فقیه و استقرار آن ،‌ می تواند و حق دارد كه ماموریت این انقلاب و حكومت باشد؟! " و بر فرض كه چنین باشد (كه نیست) این امر مهم ، در كدام سند دولتی ، به طور شفاف و روشن تدوین شده است؟! از دیگر سو ، اكنون كه به فضل و عنایت خاص پروردگار ، چنین حكومتی تشكیل شده و استقرار یافته است و در راس خود یك فقیه عادل و مدیر و مدبّر و شجاع و زیرك دارد آیا ماموریت انقلاب و حكومت ما تمام شده است ؟! آیا از نظر فقهی و فلسفه وجوب تشكیل ، این حكومت و ولی فقیه ، حق دارد و می تواند تنها و تنها به رفاه مادی مردم و عدالت در توزیع ثروت وعده دهد؟ آیا ولی فقیه ، می تواند به خودش و بقاء ولایتش وعده دهد؟ اگر در جواب بگوئید كه این حكومت ولائی ، رفاه مادی و معنوی را همزمان برای مردم و جامعه می خواهد و رسیدن به آنها را ماموریت خود می داند(كه قطعا چنین است) آن گاه این سئوال جدید مطرح می شود كه با توجه به این كه كلمه "غیبت "(حضرت مهدی سلام الله علیه) در قانون اساسی آمده است منظور از رفاه معنوی در این زمان كه زمان غیبت است چیست؟
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، وظایفی برای شخص ولی فقیه و قوای سه گانه تعریف شده است ولی وظیفه و ماموریتی كلان ، برای كل حكومت ولائی بر پایه ولایت فقیه تعریف نشده است.عدم تعریف این ماموریت كلان ، سایر حوزه ها به خصوص حوزه فرهنگ را نیز متاثر كرده است به گونه ای كه هیچ دو دستگاه مسئول و متولی امور فرهنگی در كشور وجود ندارد كه تعریف و مفهوم مشترك و واحدی از فرهنگ و كار فرهنگی در جمهوری اسلامی داشته باشند! در دیگر حوزه ها نیز چنین است ؛ در یك زمان ، ماموریت دولت و حكومت ، سازندگی است ؛ در دیگر زمان ، اصلاحات سیاسی و در زمانی ، عدالت و عدالت خواهی ؛ و هر دولت ، به فراخور توان تبلیغاتی اش از ماموریت و كار خود دفاع می كند.
البته قابل ذكر است كه این بنده ناچیز و ناتوان خدا ، اصلا و ابدا در صدد نفی قانون اساسی ، نفی سند چشم انداز بیست ساله ، نفی حكومت بر مبنای ولایت فقیه (در زمان غیبت) و نفی عملیات اجرائی انجام شده توسط بدنه اجرائی حكومت ، نبوده و نیستم و منظور اصلی من این است كه در هدف گذاری های كلان انقلاب و حكومت ولائی ، یك حلقه مفقوده اساسی و اصلی و محوری فراموش شده است و بسیاری از مشكلاتی كه نظام با آنها روبروست ، ناشی از عدم توجه كلاسیك به این حلقه است! منظور از عدم توجه كلاسیك ، این است كه به فضل الهی در جامعه ما ، به حلقه مفقوده مذكور ، توجه غیر كلاسیك زیادی شده و می شود ، به خصوص در بیانات راهبردی بنیان گذار انقلاب ، حضرت روح الله و بیانات رهبر فرزانه انقلاب ، اما این توجه و تمركز ،‌ توسط بخش اجرائی برنامه ساز و برنامه ریز ، تئوریزه و كلاسه و مستند و قانون نشده است!
جمع بندی تا این قسمت از مقاله را در قالب دو سئوال مطرح می كنم :
سئوال اول : منظور از ایجاد رفاه معنوی در حكومت ولایت فقیه چیست ؟
سئوال دوم : اصولا و اساسا در بین وظایف حكومت ولائی با ولایت فقیه ، چه ماموریت مهم و خطیری غیر از آن چه در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است می توان تعریف كرد تا شاه كلید همه فعالبت های نظام ولائی حتی فعالیت های سیاسی و سازندگی اقتصادی و ... باشد؟
برای پاسخ به دو سئوال فوق نیاز است كه حكومت ولایت فقیه را از یك نظر گاه جدید ببینیم ؛ اگر بخواهیم یك مثال نسبتا دقیق از رابطه بین مردم ، ولی فقیه و امام غایب بزنیم ، تیمّم بدل از غسل و وضو ، مثال مناسبی است ! نظام ولایت فقیه ، یك نظام واسطه و یك نظام دلال ما بین مردم و امام غایب است كه رجوع به آن ، هم چون وجوب رجوع به تیمّم در زمان نبود آب واجب است. در زمان تیمّم ، اولین و اصلی ترین وظیفه ای كه مطرح است حالت انتظار و جستجو برای آب است! این مثال ساده و روان ، به ما می آموزد كه اولین و اصلی ترین وظیفه ای كه برای حكومت ولایت فقیه مطرح است "دعوت مستمر مردم به امام غایب و دلالی بین مردم و اوست " . و این نكته ، شاه كلیدی است كه توجه كلاسیك و سیستماتیك و فرآیندی به آن ، راه گشای بسیاری از مشكلات امروز داخلی و جهانی است. و جای این شاه كلید در تمام هدف گذاری های كلان و اسناد دولتی و قانونی ما حتی قانون اساسی ، خالی است ! بنابر این ، مهمترین ، قوی ترین ، تاثیرگذارترین ، و كارآمدترین نوآوری كه می تواند مردم ما و جهان را شاد و شكوفا كند توجه كلاسیك به مهدویت خاص در داخل ایران ، مهدویت عام در بین مسلمانان و منجی محوری در بین مردم جهان است.
با توجه به این شاه كلید ، جواب سئوال اول نیز روشن می شود . منظور از رفاه معنوی در زمان غیبت ، "خوب انتظار كشیدن " است ! یعنی مردم ما ، وقتی رفاه معنوی دارند كه منتظران خوبی برای امام غایب و منجی موعود باشند! همچنین ، توجه به این تعریف از رفاه معنوی در زمان غیبت ، تعریف واحد و هماهنگی از فرهنگ به دست خواهد داد . یعنی تنها فرهنگی كه می شود آن را اصل و محور قرارداد و در حول آن كار فرهنگی انجام داد فرهنگ انتظار است .انتظار مهدی خاص ، مهدی عام و انتظار موعود ؛ و این مطلب نیاز به استدلالات پیچیده و دشوار ندارد چرا كه روایات و احادیث نورانی اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم ، از طرفی با اشاره به افضل بودن انتظار فرج در زمان غیبت نسبت به سایر كارها و از دیگر طرف با اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران در قبل از ظهور، راه ما را برای درك این مطلب باز كرده اند.
در این جا به طور مختصر و گذرا و از باب توجه و تذكر ، چند روایت مشهور ذكر می گردد و این روایات ، به قدری روشن و شفاف و گویا و بی ابهام و منطبق بر انقلاب اسلامی ماست كه حتی بدون بررسی صحت و سقم سندیت ، قابل پذیرش و اعتبار است:
روایت اول : حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند "... انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح الله فإن أحب الأعمال إلی الله عزّ و جلّ انتظار الفرج ... " (بحارالانوار ج10ص95). یعنی فرج را انتظار كشید و از روح خدا نا امید نشوید ، پس به درستی كه انتظار فرج ، بهترین عملها به سوی خداوند عزیز و بلند مرتبه است. این حدیث شریف ، به طور روشن و شفاف ، خط مشی ما در زمان غیبت را مشخص می كند .
روایت دوم : حضرت صادق علیه السلام می فرمایند : از گناهان كبیره عبارتند از عاق والدین ، یاس از روح الله ، احساس امنیت از مكر خدا .... " (ترجمه حدیثی از كتاب كافی ج2ص278).
با توجه به دو روایت فوق معلوم است كه یكی از علت های عدم انتظار فرج ، نا امیدی مردم است و نا امیدی از فرج و عدم انتظار فرج ، گناه كبیره است و مهمترین كار فرهنگی كه حكومت ولایت فقیه در زمان غیبت ، موظف به انجام آن است جلوگیری از ایجاد ناامیدی از فرج و تربیت منتظران واقعی است.
روایت سوم : خداوند تعالی در آیه 54 از سوره مائده می فرماید "یا أیها الذین آمنوا من یرتّد منكم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه " یعنی ای ایمان آورندگان ، هر كس از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را كه بسیار دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند خواهد آورد. در تبیین این آیه ، حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم دست مباركشان را بر زانوی جناب سلمان (ع) زدند و فرمودند كه منظور از این آیه ، ایشان و قومش (ایرانیان) هستند و در ادامه فرمودند كه قسم به خدائی كه جانم در دست اوست اگر ایمان در (ستاره) ثریا باشد مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت (بحارالانوارج22ص52). و حضرت صادق علیه السلام در مورد این آیه می فرمایند كه آنها (قوم مورد اشاره در آیه) "موالی " (غیر عرب) هستند و در مورد شأن نزول آیه می فرمایند "نزل فی القائم و اصحابه الذین یجاهدون فی سبیل الله " (بحارالانوارج31ص577) . یعنی این آیه در مورد حضرت قائم و اصحاب او كه مجاهدان در راه خدا هستند نازل شده است. از جمع سه روایت كه در مورد آیه بیان شد معلوم است كه موالی كه همان اهل فارس هستند اصحاب و یاران امام زمان می باشند.
روایت چهارم : حضرت صادق علیه السلام می فرمایند "ستخلوا كوفه من المؤمنین و یأرز عنها العلم كما تأرز الحیّه فی جحرها ثم یظهر العلم ببلده یقال لها قمّ و تصیر معدنا للعلم و الفضل حتّی لایبقی فی الأرض مستضعف فی الدّین حتّی المخدّرات فی الحجال و ذلك عند قرب ظهور قائمنا فیجعل الله قمّ و أهله قائمین مقام الحجه " (بحارالانوارج57ص213) یعنی كوفه از مؤمنین تخلیه خواهد شد و علم از آن رخت بر خواهد بست همچنان كه مار پوست می اندازد سپس علم در سرزمینی كه به آن قمّ می گویند ظاهر می شود و علم و فضل (در جهان) حركت می كند (نشر می یابد) به گونه ای كه در كره زمین مستضعفی (نا آگاهی) نسبت به دین و مسائل دینی باقی نمی ماند حتی از زنان در حجله ها ؛ و این موضوع در نزدیكی ظهور قائم ما اتفاق می افتد پس خداوند قم و اهل قم را قیام كنندگان به مقام حجه قرار می دهد.
در این روایت شریف نكات بسیار لطیفی وجود دارد :
1- شهر مقدس قم معدن علم و فضل در زمان غیبت و در زمان نزدیك ظهور است.
2- علم و فضل از این شهر به سایر نقاط كره زمین و به همه اهل زمین می رسد.
3- شهر قم و علم و فضل منتشره از آن ، حجت و سند راه حق بر تمام اهل زمین است.
4- خداوند تعالی قم و اهلش را قیام كنندگان مقام حجه قرار می دهد . و از "قائمین مقام الحجه " معانی گوناگونی قابل برداشت است كه یكی از آنها این است كه ولی فقیه ، قائم مقام حضرت حجت است.
روایت پنجم : حضرت امام موسی كاظم علیه السلام می فرمایند "رجل من أهل القم یدعوا الناس إلی الحق ّ یجتمع معه قوم كزبر الحدید لا تزلّهم الرّیاح العواصف و لا یملّون من الحرب و لا یجبنون و علی الله یتوكلون و العاقبه للمتقین " (بحارالانوارج 57ص216) یعنی مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت می كند و قومی كه شبیه پاره های آهنین هستند گرد او جمع می شوند ؛ طوفان های سخت آنها را متزلزل نمی كند و آنها از جنگ ملول نمی شوند و نمی ترسند و بر خدا توكل می كنند و عاقبت برای متقین است.
در این جا با توجه به آن چه از مدیریت كلاسیك و روایات نورانی اهل بیت سلام الله علیهم بیان شد وظیفه اصلی حكومت ولایت فقیه در قالب چهار محور ماموریت ، چشم انداز ، ارزش ها و استراتژی های و به شرح زیر بیان می شود :
ماموریت : با توجه به این كه ولی فقیه حق ندارد و نمی تواند تنها به رفاه مادی مردم وعده دهد و با توجه به این كه نمی تواند به خودش و بقای ولایتش وعده دهد و با توجه به این كه رفاه معنوی در زمان غیبت عبارت است از تربیت منتظران خوب و واقعی ، بنا بر این هر گاه در زمان غیبت ، یك ولی فقیه جامع الشرایط بر جامعه مسلمین حاكم شد تنها ماموریتی كه برای این حكومت ، قابل تصور است زمینه سازی و برقراری مقدمات ظهور و ایجاد فضای "حجت و اتمام حجت " در جهان به طور عام و در جامعه شیعه به طور خاص است.
این مهم ، با توجه به پتانسیل های درونی و ظرفیت های معرفتی و غنای فكری ، فلسفی و فرهنگی شیعه و با تربیت نیروی انسانی دانا ، صالح ، كارآمد و از خود گذشته و با توجه به تشنه بودن معرفتی مردم جهان تحقق خواهد یافت.
چشم اندار: حكومت ولایت فقیه باید در یك افق زمانی ، به یك حكومت پیشرو در دعوت مردم جهان به منجی باشد به گونه ای كه سر منشاء تمام حرف های نو و جدید در باب منجی از این حكومت باشد و بتواند اكثریت مردم مستضعف جهان را به سمت ماموریت خود جذب كند و در خدمت ماموریت خود به كار گیرد.
ارزش ها : حكومت ولایت فقیه به منظور تحقق ماموریت و دسترسی به چشم انداز خود ، ارزشهای زیر را ارج می نهد :
1- منجی محوری ، به گونه ای كه همه كارها بر محور منجی باشد و همه فلش ها و جهت ها به منجی ختم شود.
2- حمایت از باز تعریف رفاه معنوی به مفاهیم "خوب انتظار كشیدن ".
3- حمایت از بازتعریف فرهنگ و كار فرهنگی به مفاهیم انتظار .
4- توسعه و ترویج شعار "ما می توانیم " در جهت تحول خواهی كلان در جهان.
5- اصل احترام متقابل با همه مردم مستضعف جهان و نه مستكبرین.
6- مشاركت فعال در همه پروژه های جهانی سازی و سعی در جهت تاویل جهانی سازی به حكومت جهانی مهدوی .
7- مشاركت فعال در همه پرو ژه های ملی ، منطقه ای و جهانی مربوط به عدالت و عدالت محوری و منجی محوری .
8- ارزش و احترام به نیروی انسانی دانا و صالح و كارآمد و نوآور در حوزه معارف مهدوی و منجی گرائی.
9- نوآوری و خلاقیت در زمینه معارف و راه كارهای عملی در بسط و گسترش معارف مهدوی.
10- استفاده از همه پتانسیل های داخلی و خارجی.
11- مشاركت دادن آحاد مردم در پروژه منجی محوری.
12- تكیه بر كار گروهی در قالب انجمن ، گروه ، هیئت و ...
13- ایجاد تعادل و توازن بین نیازهای مادی و فعالیت های منجی محور.
14- ایمنی اخلاق و ثبات در رفاه معنوی جامعه
استراتژی ها : حكومت ولایت فقیه به منظور انجام ماموریت و دسترسی به چشم انداز و با توجه به ارزش های تعریف شده ، استراتژی های زیر را عملیاتی و به كار می برد:
1- رهبری فرهنگی در داخل و خارج بر اساس احساس نیاز به منجی.
2- باز تعریف فرهنگ عمومی به فرهنگ انتظار و تبدیل انتظار به فرهنگ عمومی
3- توسعه و تعمیم مفاهیم فرهنگی به مفهوم انتظار.
4- توسعه مفاهیم انتظار از نظر كمی و كیفی
5- مبارزه فرهنگی به شكل تهاجمی (فعّال) نه تدافعی (غیر فعّال).
6- جذب منابع انسانی خلّاق و پویا
7- هدایت و رهبری منابع مالی و انسانی و سرمایه ای در جهت انتظار.

در پایان ، قابل ذكر است كه آن چه در این مقال ، ذكر شد فقط یك سر رشته نازك از كاری است كه باید انجام شود و این سر رشته نازك ، بضاعت ناچیز و اندك این حقیر بود كه از فضل و لطف بی مانند حضرت پروردگار ارائه شد ؛ دانشمندان و مفاخر علمی و فرهنگی و مذهبی و عرفانی این سرزمین ، قادرند كه در این زمینه كاری كارستان كنند. امید دارم این بزرگان ، با بازنویسی قانون اساسی بر محور انتظار و فرهنگ انتظار ، دل امام زمان را شاد كنند .

نویسنده:علی عادل مرا

 

منبع: خبرگزاری فارس