پایگاه فرهنگی آخرین وارث
الإمام علیٌّ علیه السلام الإیثارُ أعلى مراتِبِ الكَرَمِ، و أفضلُ الشِّیَمِ ایثار، بالاترین مرتبه بخشندگى و برترین خوى است میزان الحكمه، جلد 1، ص 22

... .. .. .. .. ...
  بهشت زیر پای مادران است، حتّی در برنامه زنده تلویزیون!
آروزی یک بچّه: کاش پدر و مادرم حیوون بودن!
ازدواج دکتر چمرانم برای خودش داستانیه!
عامل قرآن سوزی در بحرین گزارش شد
حقّ دارید مساجد رو تخریب کنید...!
آقازاده های فاسد را سنگسار کنید و گرنه ...!
گفتگویی دوستانه بین من و ح طباطبایی، جوون عزیز ایرانی مقیم مالزی
مشاعره ای به یاد جوانی
لینک باکس بازار
تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان
شكایت یك چوپان از رئیس جمهور!
كد لینك باكس پایگاه فرهنگی آخرین وارث
افتتاح كلاغ نیوز
چوپان دروغگو، اهل كدوم كشوره؟
مسجد شاه چراغونه، بچه گدا فراوونه
صفحات : ....................
    
آسیب شناسی اندیشه مهدویت (بخش دوم)
 
- یكی دیگر از آسیب‏های مهدویت عجله داشتن در تحقق امر ظهور است. آیا در روایات نیز درباره نکوهش شتاب‏زدگی در این امر روایاتی آمده است؟

- مرحوم صدوق در كمال‏الدین نقل كرده كه امام جواد(ع) فرمود: «‏یهلك فیها المستعجلون[27]؛ در دوران غیبت، شتاب‏زدگان در امر ظهور هلاك می‏شوند.» امام صادق(ع) فرمود: «انما هلك الناس من استعجالهم لهذا الامر. ان الله لایعجل لعجلة العباد ان لهذا الامر غایة ینتهی الیها فلو قد بَلَغوها لم یستقدموا ساعة و لم یستأخروا؛ شتاب مردم برای این كار، آن‏ها را هلاك ساخت. خداوند به جهت شتاب مردم، شتاب نمی‏كند. برای این امر مدتی است كه باید پایان پذیرد. اگر پایانش فرا رسد، آن را ساعتی پیش و پس نیفكنند.»

از پیامدهای تعجیل می توان به ناسپاسی و اعتراض و عدم رضایت به مصلحت الهی، رویكرد به منحرفان و مدعیان دروغین مهدویت، یأس و ناامیدی در اثر عدم تحقق ظهور، شك و تردید، دست به اقدام ناشایست زدن و استهزا و تمسخر آیات و روایات و معتقدان به غیبت و ظهور اشاره کرد.

این آسیب از عدم درك جایگاه مصلحت و حكمت الهی، عدم تسلیم نسبت به اراده خدا، بی طاقتی و بی ظرفیتی و عدم صبر در سختی‏ها، اذیت‏ها و طعنه‏های دشمنان، تنها خود را معیار دیدن ناشی می شود.

برای مبارزه با این آسیب باید همواره تسلیم اراده و حكمت الهی باشیم. در دو مقولة عواقب تعجیل و آثار صبر، روایات بسیاری آمده است. در بسیاری از روایات آمده است: عاقبت عجله ، پشیمانی است: «‏لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا؛ پیش از رسیدن این امر، شتاب مكنید كه پشیمان می‏شوید.» درباره فضیلت صبر و شتابزده نبودن نیز آمده است که: «...اما ان الصّابر فی غیبته علی الاذی و التكذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول‏الله؛ آن‏ها كه در زمان غیبت او برآزار و طعنه و تكذیب دشمنان صبر ‏كنند، مانند كسانی هستند كه در حضور رسول خدا شمشیر زده‏اند».

تعجیل، یكی از آفت‏ها و آسیب‏هایی است كه فرا روی منتظر قرار دارد، اما برخی در نقطه مقابل دچار آسیب شده‏اند و آن دور شمردن وقت ظهور است كه پیامد آن، بی‏تفاوتی و قساوت قلب است. در روایتی فرموده‏اند: پیش از رسیدن این امر شتاب نكنید كه پشیمان می‏شوید و آن را دور نشمارید كه دلتان قساوت می‏گیرد. در روایات دیگر تكلیف مشخص شده است: «‏اهل عجله هلاكند. اهل نجات، كسانی‏اند كه تسلیم اراده خدایند، و امر ظهور را نزدیك می‏شمارند.

- چرا خداوند برای ظهور حضرت مهدی (عج) وقتی معینی تعیین نکرده است؟

- یكی دیگر از آسیب‏ها، تعیین وقت ظهور است. چرا كه حكمت الهی بر این است كه وقت ظهور امام زمان(ع) بر بندگان مخفی بماند. لذا احدی نمی‏تواند زمانی برای ظهور تعیین كند. مفضل بن عمر گوید: از مولایم امام صادق(ع) پرسیدم: هل للمأمور المنتظر المهدیّ(ع) من وقت موقّت یعلمه الناس؟ فقال: حاش‏لله أن یوقّت ظهوره بوقت یعلمه شیعتنا... فقال: یا مفضل، لا اوقّت له وقتا ولا یوقّتُ له وقت، انّ من وقّت لمهدیّنا وقتاً فقد شارك الله تعالی فی علمه وادّعی انّه ظهر علی سِرّه ..؛ فرمودند: این چنین نیست كه خداوند برای آن وقتی تعیین كرده باشد كه شیعیان ما آن را بدانند. ای مفضل، برای آن وقتی تعیین نمی‏كنم. وقتی هم نمی‏شود برای آن معین كرد. آن‏كه برای ظهور ما وقتی تعیین كند، خود را در علم خداوند شریك دانسته و مدعی شده كه از اسرار خداوند آگاه گشته است.

فضیل از امام باقر(ع) پرسید: آیا برای این امر وقتی معیّن است؟ آن حضرت سه مرتبه فرمود: آنان كه وقتی برای آن تعیین می‏كنند، دروغ می‏گویند. ابی بصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره امام زمان(ع) پرسیدم. فرمود:آنان كه وقتی برای آن تعیین می‏كنند، دروغ می‏گویند. ما اهل بیت، زمانی برای آن تعیین نمی‏كنیم. آن‏گاه فرمود: خداوند چنین اراده كرده است كه با هر وقتی كه تعیین كنند، حتما مخالفت نماید و ظهور را در آن وقت قرار ندهد.

در روایت دیگر فرموده‏اند:آن‏كه برای آن وقتی تعیین كند دروغ گفته است... ما در گذشته وقتی تعیین نكرده‏ایم و در آینده نیز هرگز وقتی برای آن تعیین نخواهیم كرد. در برخی روایات، علت عدم تعیین وقت، چنین بیان شده است: امام جواد(ع) فرمودند: اگر برای این امر وقتی تعیین شود دل‏ها را قساوت می‏گیرد و توده مردم از اسلام بر می‏گردند. بگویید: چه زود است! چقدر نزدیك است! تا دل مردم آرام گیرد و فرج نزدیك شود.

توقیت جدای از این كه ادعایی است بی دلیل و دروغی است آشكار؛ چرا كه اهل‏بیت فرموده‏اند: كسی از زمان آن آگاه نیست. پیامدهایی چون ایجاد یأس و ناامیدی به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعیین شده، ایجاد بدبینی نسبت به اصل ظهور، ایجاد بدبینی به شخصیت امام در اثر عدم تحقق ظهور، قساوت قلب‏ها و برگشتن مردم سست ایمان از دین را در پی دارد.

این آسیب در پی تعجیل و شتاب كردن در امر فرج، عوام‏فریبی در اثر هوی و هوس، توهم و خیال پردازی و عدم تطبیق صحیح آثاری كه بر اثر قدرت‏های روحی و ریاضت‏ها به‏دست می‏آورند. یعنی چیزهایی را در آینده پیش‏بینی می‏كنند، امّا در تطبیق آن‏ها اشتباه نموده و خیال می‏كنند ظهور است. لذا وقتی تعیین می‏كنند، ایجاد می شود.

محمد بن مسلم گوید: امام صادق(ع) فرمود: ای محمد، هر كس از جانب ما به تو خبر دهد كه ما وقتی برای ظهور تعیین كرده‏ایم، بی مهابا و ترس او را تكذیب كن. زیرا ما برای هیچ كس [حتی خواص] وقتی تعیین نمی‏كنیم.

نكته قابل توجه این است كه در روایت آمده است: ‏بی مهابا او را تكذیب كن. از این تفسیر به خوبی بر می‏آید كه نباید شخصیت زده شد. ابهت و بزرگی افراد نباید مانع تكذیب شود. هر كس با هر مقام و جایگاهی كه دارد اگر برای ظهور وقتی معین كرد، بایستی تكذیب شود. همچنین روشنگری و تبیین علما و اندیشمندان دینی نیز راهکار مبارزه با آسیب توقیت است. راه چاره این است كه انسان ظهور را نزدیك بداند، هر لحظه منتظر ظهور باشد و با این حال، تسلیم اراده و امر الهی باشد و هیچ امری، پرده صبر او را ندرد.

- شما از تطبیق به عنوان یکی از آسیب های مهدویت یاد کردید. آیا در همه شرایط تطبیق روایات بر حوادث آسیب شمرده می شود؟

- پس از توقیت و تعجیل، آسیبی كه قابل ذكر است، تطبیق ناصواب است. به این توضیح كه عده‏ای با خواندن یا شنیدن چند روایت در علایم ظهور، آن‏ها را بر افراد یا حوادثی تطبیق می‏دهند. البته خودِ تطبیق روایات بر حوادث، آفت و آسیب نیست، بلكه آفت، مطالب و ادعاهایی است كه افرادی به صرف خواندن یك یا دو روایت و بدون بررسی آیات و روایات و مطالب تاریخی و قدرت تشخیص صحیح و سقیمِ روایات مطرح می‏كنند، یعنی بدون داشتن تخصص به اظهار نظر می‏پردازند.

این تذكر لازم است كه در روایات، تشخیص مؤلّفه‏ها و علایم سپاه حق و باطل به عهده علمای راستین گذاشته شده است؛ همان‏ها كه در عصر غیبت كبرا به عنوان ‏نواب عام عهده دار امور گشته‏اند.

پیامد تطبیق، توقیت و تعجیل است. نومیدی و یأس در اثر عدم اتفاق ظهور از پیامدهای این آسیب است. عدم تحقق تطبیق‏های مطرح شده، باعث بی‏اعتقادی افراد نسبت به اصل ظهور می شود و افراد در اصل ظهور و روایات به شك و تردید می‏افتند.

خاستگاه تطبیق توهم زدگی، هوی و هوس و مشكل مطرح سازی خود (بیماری روانی هیستری)، دخالت افراد غیر متخصص در مطالب كاملا فنّی و تخصصی، عدم روشنگری كافی توسط علما در عدم تبیین علایم حتمی و غیر حتمی، عدم طرح مسئله بداء و مسایل مرتبط با علایم ظهور و نداشتن عكس‏العمل مناسب در مقابل مدّعیان است. تنها راه مبارزه با تطبیق تبیین و روشنگری، تكذیب و مبارزه با انحرافات، كار كارشناسی در مورد علایم و ویژگی‏ها توسط علما است.

- درباره تبیین مفهوم غیبت چه دیدگاه هایی وجود دارد؟

- نگاه افراطی و تفریطی در تبیین مسئله غیبت از آسیب های حوزه مهدویت است. برخی غیبت حضرت را به معنای عدم حضور معنا كرده‏اند. گروهی از اینان عالَمی توهم كرده و آن را ‏"هورقلیا" نام گذارده‏ و حضرت را در آن‏جا مكان داده‏اند. برخی دیگر حضرت را در دور دست‏ها یعنی جزیره خضرا پنداشته‏اند. برخی هر گونه دیداری با حضرت را نفی كرده‏اند. این در حالی است که جزیره خضرا، عالم هور قلیا و مانند این‏ها توهم‏هایی هستند رد شده و افسانه‏هایی هستند بی دلیل.

این دیدگاه‏ها نادرست است و با روایات ما سازگار نیست. مطابق روایات، حضرت بر خلاف عیسای پیامبر(ع) به آسمان نرفته، در میان مردمان است، در شهرها و بازارها و... قدم می‏نهد. در روایت است که "صاحب الامر در میان مردم رفت و آمد می‏كند، به بازارهایشان می‏رود و بر فرش‏هایشان قدم می‏نهد، ولی او را نمی‏شناسند." هر ساله در مراسم حج حاضر می‏شود، مردم را می‏بیند و می‏شناسد و مردم هم او را می‏بینند ولی نمی‏شناسند . "به خدا سوگند كه صاحب الامر، هر سال در مراسم حج حاضر می‏شود، مردم را می‏بیند و آن‏ها را می‏شناسد، ولی مردم او را با آن‏كه می‏بینند نمی‏شناسند.

دور از دسترس قراردادن امام و كم رنگ جلوه كردن تأثیر وجود امام در اثر عدم اعتقاد به حضور ملموس ایشان از پیامدهای نگاه تفریطی به مسئله غیبت است. خاستگاه این آسیب نیز عدم درك دقیق مفهوم غیبت، دوری از آیات و روایات، هوای نفس، اطمینان به برخی نقل‏های غیر معتبر مثل جزیره خضرا، عدم بصیرت كافی و تفقّه در دین و بدگمانی و عدم اطمینان به نقل‏های معتبر است.

در مقابل دیدگاه تفریطی، دیدگاه دیگر هیچ تفاوتی بین غیبت و حضور قائل نیست. توقع دارد حضرت در هر امری دخالت کند. این دیدگاه نیز به خطا راه پیموده است. اگر قرار بود حضرت مستقیماً در هر كاری دخالت كنند یا همه به محضرشان مشرف شوند، دیگر غیبت معنایی نداشت. این آسیب هم پیامدهایی به دنبال دارد که از میان آنها می توان به رویكرد و توجه زیاد مدعیان ارتباط و ملاقات، توهم زدگی و خیال‏پردازی و ناامیدی و یأس در اثر عدم ملاقات اشاره کرد.

دیدگاه افراطی در تببین مفهوم غیبت از عدم درك دقیق مفهوم غیبت، توهم و خیال‏پردازی، عدم درك جایگاه معجزات، امدادهای غیبی و اسباب و علل مادی، عدم تفقّه و تخصّص در دین و هوای نفس منشا می گیرد. تنها راه رفع این آسیب، دوری از خیال‏پردازی و توهمات، رویكرد به معارف ناب دینی و علمای ربّانی، مقابله با انحرافات و بدعت‏ها و توهم گراها و تبیین و روشنگری توسط علمای دین است.

- شاید یکی از بارزترین آسیب های مهدویت در عصر ما ملاقات گرایی و مدعیان دروغین مهدویت باشند. رواج این آسیب چه پیامدهایی در پی دارد؟

از آسیب‏هایی كه در عصر غیبت برای منتظران اتفاق می‏افتد، مدعیانی هستند كه بی‏دلیل یا به ساده‏ترین اتفاق، ادعای ملاقات می‏كنند، یا كسانی كه تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت می‏پندارند و از باقی وظایف غافل شده و افراد را تنها به این عمل، به عنوان برترین وظیفه، فرا می‏خوانند.

از پیامدهای این آسیب می توان به یأس و ناامیدی در اثر عدم توفیق دیدار، توهم گرایی و خیال‏پردازی، رویكرد به شیّادان و مدّعیان مهدویت، نیابت و مدّعیان ملاقات، دور ماندن از انجام وظایف اصلی به دلیل اهتمام بیش از اندازه و غیر متعادل به دیدار و بدبینی به امام(ع) به علت عدم دیدار اشاره کرد. متاسفانه این آسیب از نبود بصیرت و آگاهی نسبت به دین و نشناختن وظایف اصلی و فرعی، توهم و خیال‏پردازی و هوای نفس نشات می گیرد.

مهم‏ترین راه درمان این آسیب، توجه و رویكرد به منابع اصیل، معارف ناب دین در پرتو مراجعه به علمای راستین است كه در این صورت، برای ما روشن می‏شود كه بسیاری امور مطلوب و خوب هستند، امّا خدای متعال آن‏ها را به عنوان وظیفه بر دوش ما ننهاده مانند ملاقات حضرت ولی عصر(عج). یا این‏كه در میان تكالیف و وظایف دینی رتبه‏بندی وجود دارد و در مقام عمل، لازم است به درجه اهمیت و ضرورت آن‏ها توجه شود. به راستی در میان وظایفی مانند تقوا، خودسازی، تكالیف اجتماعی، انتظار و ... ملاقات چه جایگاهی دارد؟!

برخی گمان می‏كنند كه تنها اعتقاد به اهل بیت و محبّت امام زمان(ع) كافی است. این دسته از افراد می‏پندارند كه در قبال گناهشان عذابی نیست. این توهم كه در قرآن و روایات مردود شمرده شده است، تمنّی یا امید كاذب نام دارد. اینان چون اهل كتاب فكر می‏كنند همین كه نام دین و مذهب را بر خود نهاده‏اند، اهل سعادتند و عذاب نمی شوند. 

آرزو گرایان بی عمل نیز از آسیب های مهدوی هستند که در پی آن عمل نكردن به وظایف فردی و اجتماعی، انتظار منفی و عدم اقدام عملی و انجام وظیفه در قبال امام(ع) و توهم بی جا در مورد رضایت از خویشتن و عملكرد خود ایجاد می شود.

خاستگاه این آسیب تفاوت نگذاشتن میان امید و رجای واقعی با خیال‏پردازی و آرزوگرایی و عدم شناخت جایگاه آن، هوای نفس، عدم شناخت خدایِ مهربان و حكیم كه خداوند گرچه مهربان است، حكیم و عادل هم است و دیدگاه احساسی و غیر منطقی نسبت به ائمه و عدم درك قهر و مهر است.

تأمل و تدبّر در آیات و روایات و توجه به این نكته كه میزان و معیار اعمال، نیت خالص همراه با انجام وظایف فردی و اجتماعی است، می تواند در کاهش این آسیب موثر باشد.

برخی، ائمه و امام زمان(عج) را صرفا برای دنیا و منافع آن و رسیدن به جاه و منصب می‏خواهند. حتی اگر برای ظهورش دعا می‏كنند، صرفاً برای خویش و مطامع دنیوی است و اگر امام، بنا به دلایلی به آن‏ها توجه نكند، با امام به دشمنی برمی‏خیزند كه طلحه و زبیرها در طول تاریخ بسیار بوده و خواهند بود. اما آنچه به عنوان آسیب در این‏جا مطرح می شود و بیش‏تر حالت عمومی دارد، نگاهی است كه بسیاری نسبت به امام دارند. توسّل به امام و خواستن حوایج دنیوی و واسطه ساختن امام به درگاه پروردگار عظیم، امری است صحیح و مورد تأكید روایات، اما امام را صرفاً برای این امور خواستن، نشانه عدم درك درست از جایگاه امام در نظام هستی است و متاسفانه باید گفت نشانه این است كه هنوز عطش واقعی نسبت به ظهور پیدا نشده است و آمادگی بشر هنوز تحقق نیافته است.

ممکن است در پی رواج عاشق نمایان دنیا خواه دشمنی و ستیز با امام و كم اعتقادی یا بی‏اعتقادی به امام در اثر عدم تحقق خواسته‏های پایان ناپذیر و گاه بی‏مصلحت رواج پیدا کند. افرادی که درك درستی از جایگاه امام و امامت و خود محوری و خودخواهی دارند به این آسیب دچار می شوند. البته برای رفع این شکل نیز باید ارتقای معرفت در اثر تدبّر در دین، تربیت و تمرین نفس بر مقدّم ساختن خواسته امام بر خواسته خویش را در دستور کار خود قرار دهیم.

یكی از ویژگی‏های سلمان كه او را ممتاز کرد، این بود كه خواسته امام را بر خواسته خود مقدم می‏ساخت. منصور بزرج گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: سرورم، چه بسیار می‏شنوم از شما یاد كرد سلمان فارسی را! فرمود: نگو سلمان فارسی، بلكه بگو سلمان محمّدی(ص) می‏دانی چرا بسیار از او یاد می‏كنم؟ عرض كردم: نه. فرمود: برای سه صفت: مقدّم داشتن خواستة امیر مؤمنان بر خواستة خویش. دوست داشتن فقرا و مقدم داشتن آن‏ها بر ثروتمندان و دوست داشتن علم و علما.

- با توجه به اینکه شناخت علل و ریشه‌های انحراف مدعیان دروغین، می‌تواند از آفات درونی و بیرونی و آسیب‌های تدریجی جلوگیری كند، با چه ابزار هایی می توان صدمات حاصل از آسیب مدّعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه را کم کرد؟

- در هر عصری عده‏ای به دروغ، ادّعای مهدویت کرده یا دیگران چنین نسبتی به آنان داده‏اند و بدین وسیله فرقه‏هایی ایجاد كرده‏اند. چه در دوره غیبت صغرا و چه در دوره غیبت كبرا، كسانی بوده‏اند كه نیابت خاصه یا وكالت امام را به دروغ، ادعا می‏كرده‏اند. البته ادعاهای این افراد به صورت‏های متفاوتی چون مهدویت، نیابت خاصه، وكالت، بابیت یا ... و نیابت عامه مطرح می شود.

افرادی كه مدعی‏اند هر موقع بخواهند امام را می‏توانند، ببینند، مشكلات به‏واسطه آنان حل می‏شود، آن‏ها واسطه و باب میان مردم و امام هستند، پیامی را از امام آورده‏اند یا پیامی را برای امام می‏برند و عده‏ای که خود را به جای علمای ربّانی، مراجع عظام تقلید و فقها و... معرفی می‏كنند با این كه در این دوران، عقل و نقل، وظیفه همه را روشن ساخته است و آن، مراجعه به علما و فقها است، در حوزه مدعیان دروغین مهدویت قرار می گیرند. این افراد راهی جدای از قران و سنت و عقل برگزیده و سیر و سلوكی معرفی می‏كنند و رهْ نرفته، ره می‏آموزند.

متاسفانه مدعیان دروغین مهدویت موجب گمراهی مردم، دوری از مسیر اهل‏بیت، به بازی گرفته شدن دین و اختلافات دینی در اثر متابعت از فرقه های انحرافی می شوند. خاستگاه این آسیب مشكلات روحی و روانی، عقده خود كم بینی، هیستری و مطرح كردن خود، نفسانیات و مشكلات اخلاقی و ضعف ایمان، توهم و خیال‏پردازی ، هوی و هوس و خواسته های دنیوی و جاه و مقام، جهل و ناآگاهی، سكوت اندیشمندان و عالمان یا به موقع و مناسب تصمیم نگرفتن، مشكلات سیاسی، تأثیر اَیادی اجانب مثل فریفتن محمد علی باب و عدم معرفت به جایگاه و شأن امام و جانشینی ایشان می شوند.

تقوا و تهذیب نفس، علم و بصیرت دینی و سیاسی علما، اندیشمندان، دولت‏مردان و مردم، روشنگری علما و اندیشمندان، تكذیب منحرفان، برخورد دولت‏مردان جامعه اسلامی و عدم تسامح و اغماض در برخورد با انحرافات و بدعت‏ها از راه های کاهش آسیب های مدعیان دروغین است.

یكی دیگر از آسیب‏هایی كه وحدت جامعه اسلامی را خدشه‏دار ساخته و زمینه را برای فعالیت دشمنان دین و مهدویت به صورت‏های مختلف مانند دشمنی روشن و بی‏واسطه، فرقه‏سازی، مدعیان و... فراهم می‏آورد، عدم پیروی از نوّاب عام امام عصر(ع) است با آن‏كه اطاعت از این بزرگواران، در عقل و نقل تأكید شده است.

عدم پیروی از نواب امام عصر (عج) گمراهی و ضلالت، پراكندگی افراد و عدم وحدت در سایه رهبری واحد و شكست پذیر بودن در مقابل دشمن و عدم مقاومت را منجر می شود. خاستگاه این آسیب هم عدم بصیرت كافی در دین، توجه نكردن به دلایل عقلی و نقلی، توهم پیروی مستقیم و بی‏واسطه از امام عصر(ع)، توقع نیابت خاصه در عصر غیبت كبرا، هوی و هوس و اغراض سیاسی و شیطنت های استكبار است که برای رفع آن نیازمند تبیین عقلی و نقلی ضرورت رویكرد به نوّاب عام هستیم.

امام صادق (ع) فرمودند: از میان فقیهان، فقیهی كه نفس و دین خود را نه دنیایش را نگاهدار باشد، با هوی و هوس‏هایش مخالفت کند و فرمان مولایش را اطاعت كند، باید مردم از او تقلید كنند و دارای چنین صفات والایی نباشد مگر برخی از فقهای شیعه، نه همه آنان.

در توقیع محمد بن عثمان عمری خطاب به اسحاق بن یعقوب از امام زمان(ع) چنین آمده است: "اما الحوادث الواقعة فارجعوا الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیكم و انا حجةالله علیكم؛ در حوادث و پیشامدها به راویان احادیث ما (فقها) مراجعه كنید؛ چرا كه آنان حجت من بر شما و من حجّت خدا بر شمایم.

یكی دیگر از آسیب‏ها و تخریب‏ها، تحریف‏هایی است كه توسط مستشرقان در مقولة مهدویت پدید آمده است. آنان مغرضانه یا بدون مراجعه به منابع اصیل، مطالبی را به نام دین و مهدویت ارائه می‏دهند و در پی آن، افرادی نیز با مطالب و مقاله‏های آنان برخورد علمی كرده و آن را یك كار علمی و تحقیقی و بدون هیچ عیب و نقص می‏پندارند و در كتاب‏ها و مقالات خویش از آن بهره می‏گیرند.

در پی این آسیب نیز مشکلاتی چون دوری گزیدن جوامع غیر اسلامی از مطالب اصیل اسلامی به طور كلی و مهدویت به طور خاص كه مورد بحث است و ایجاد شك و تردید یا تنفّر در میان معتقدان كم اطلاع ایجاد می شود.
تحریف های مستشرقان در مقوله مهدویت از بی اطلاعی از منابع اصیل، مراجعه به منابع دست چندم به جای منابع اصیل و دست اول، مراجعه به منابع و آرای مخالفان شیعه، جدایی از علما و كارشناسان مذهب یا آن مقوله، بی‏اعتنایی یا بی‏اطلاعی یا عدم طرح توضیحات كارشناسان مربوط، برخورد مغرضانه و جانبدارانه به جای بی طرفی با مقولات علمی و سیاست بازی و شیطنت‏های استكبار ناشی می شود.


برای رفع این آسیب می توان به تبیین، روشنگری، حل شبهات و... توسط علما و اندیشمندان مانند ارائة دائرة المعارف‏ها با توضیحات كافی و دلایل معتبر و اصیل ، هوشیاری در مقابل غرض ورزی‏ها و سیاست زدگی‏ها و مبهوت نشدن در مقابل غرب، مستشرقان و... تمسک جست.

 

نشریه الکترونیک ساعت صفر