پایگاه فرهنگی آخرین وارث
الإمام علیٌّ علیه السلام الإیثارُ أعلى مراتِبِ الكَرَمِ، و أفضلُ الشِّیَمِ ایثار، بالاترین مرتبه بخشندگى و برترین خوى است میزان الحكمه، جلد 1، ص 22

... .. .. .. .. ...
  بهشت زیر پای مادران است، حتّی در برنامه زنده تلویزیون!
آروزی یک بچّه: کاش پدر و مادرم حیوون بودن!
ازدواج دکتر چمرانم برای خودش داستانیه!
عامل قرآن سوزی در بحرین گزارش شد
حقّ دارید مساجد رو تخریب کنید...!
آقازاده های فاسد را سنگسار کنید و گرنه ...!
گفتگویی دوستانه بین من و ح طباطبایی، جوون عزیز ایرانی مقیم مالزی
مشاعره ای به یاد جوانی
لینک باکس بازار
تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان
شكایت یك چوپان از رئیس جمهور!
كد لینك باكس پایگاه فرهنگی آخرین وارث
افتتاح كلاغ نیوز
چوپان دروغگو، اهل كدوم كشوره؟
مسجد شاه چراغونه، بچه گدا فراوونه
صفحات : ....................
    
 گفتگویی كه به عشق انجامید »»» در زیر شاخه: نوشته های من . امام زمان(عج) . كتابخانه .      
كپی این مطلب با ذكر منبع بلا مانع است.


 

» شما هم در معرفی این كتاب سهیم باشید.

» اگه توفیق یارتون بوده و این كتاب رو مطالعه كردین،

نظرتون

 رو در باره كتاب بنویسید تا استفاده كنیم.


 

 

» «گفتگویی كه به عشق انجامید» می تونه عنوان یه نمایش دانشجویی لذت بخش باشه كه هفدهم اردیبهشت 1386 در اهواز برگزار شد و حكایتگر فرهنگ حجاب و شهادت بود.

و می تونه نام یه كتاب زیبا و دلنشین باشه، كه هر خواننده ای از خوندنش لذت می بره. كتابی كه در قالب داستان مخاطب رو تشنه شنیدن پاسخ سوالاتی میكنه كه در طول داستان براش مطرح می شه و در نهایت این به عشقی می انجامه پایدار و ماندگار، یعنی عشق به امام زمان(عج).

انتشارات گل محمدی نوشته بود: كمتر كتابی به چشم می خوره كه در زمینه آشنایی با امام زمان(عج)، تونسته باشه مثل این كتاب با جوونای عزیز ارتباط موثر و مفید برقرار كنه.

بعضی هم مثل علی آقا، هم خودشون از خوندن این كتاب لذت بردن، هم به دیگران توصیه می كنن كه علاوه بر خوندن این كتاب، اونو به دیگران هم توصیه كنن.                                       چشم علی آقا، امر شما اجابت شد!

..................................................................

 

لینك های مرتبط :

» مشاعره ای به یاد امام زمان(عج)

 

 

 

 

 

 

 

 


 

از این گذشته بعضی هم كه درجه افسری رو در جنگ نرم گرفتن، قسمتی از متن این كتاب رو با  هزار شوق و ذوق تایپ كردن تا عده ای رو از خوندن این كتاب محروم نكنن.                                    خوش خبری! من هم قراره راه شما رو ادامه بدم!

موسسه موعود هم كه خودش در چاپ و نشر این كتاب نقش آفرینی كرده، وقتی می خواد این كتاب رو معرفی كنه از این ضرب المثل الهام گرفته كه «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل»و بعدش قسمتی از متن ادبی و زیبای این كتاب رو كه به چاپ هشتم رسیده، اینطور نقل كرده تا خوانندگان خودشون قضاوت كنن:

«راستی چرا رنگ جمعه در تقویم با بقیه‌ی ایّام هفته فرق دارد؟ جمعه هم روزی از روزهای هفته‌است. با خودم گفتم در روزهای هفته، آدم‌ها از سر نیاز شغلی یا ضرورت‌های دیگر از خواب بیدار می‌شوند؛ امّا جمعه روز سحر‌خیزی و بیداری كسانی‌ست كه خودشان خواسته‌اند بیدارشوند! كسانی كه جمعه را با نام محبوب خود آغاز می‌كنند و "ندبه" كنان صدایش می‌زنند. یادم آومد قصه‌ی عشق ورزان و منتظرانی را كه هر جمعه، چشم به طلوع طلعت رشید مردی آسمانی دوخته ‌اند چرا كه موعودشان جمعه ‌ای از جمعه‌ها ظهور خواهد كرد. آه كه چقدر جمعه ‌را دوست دارم. جمعه روز بیداری، روز راز ونیاز منتظران و روز خداست.»

|لینك ثابت| نوشته شده توسط حسین الادری در یکشنبه 24 بهمن 1389 و ساعت 02:41 ب.ظ | نظرتون ()